
حکایت خدمت سربازی، حکایت شتریه که در خونه هر پسر ایرانی میخوابه، بعضیها هم از زیر شتر در میرن، بعضی هم زیرش میزان، بعضیها هم نصف نصف! این آخری حکایت اون شازدههاییه که با کسر خدمت و اینها تونستن نصفه نیمه خدمت کنن و الفرار! معمولاً وقتی که صحبت از خدمت نظامی میشه، همه تصویر رامبو توی ذهنشون نقش میبنده و اینکه یک سرباز چه کارهای محیر العقولی یاد میگیره و مثلاً از هواپیمای هرکولس c-130 با چتر میپره پایین و همه رو نجات میده، اما در واقع سرباز فقط یک فرد عادیه که از شدت گرسنگی نای راه رفتن نداره و معمولاً اسلحهاش هم فشنگ ندارد و شلیک نمیکند و تنها فکر و ذکرش روزشمار معکوسیست که به پایان این دورهی لعنتی فکر میکنه، البته زیاد هم پیش میاد که خود کشی کنند.
مناسک خدمت اجباری:
اولین قدم برای مشرف شدن به خدمت اجباری خرید دفترچه خدمت هست که از شانس ما اون موقع دفترچه نایاب شد! لامصب ما لب دریا هم میرفتیم خشک میشد! و حالا همه هوس داشتن برن سربازی. بعد هم باید یه سری فرم پر کنی و اطلاعات هفت جدت رو بدی و کارت بهداشت تکمیل کنی و الی آخر…
معمولاً سربازان تازه نفس که میخوان برن آموزشی به دو دسته دیپلم و دانشگاهی تقسیم میشن که به طبع در نهایت میشن افسر و سرباز صفر. زمان ما افسران با حداقل درجه ستوان دومی برای کارشناسی و ستوان یکمی برای ارشد و پزشکان بود و البته کاردان ها با درجه استواری خدمت میکردند و در ارتش بهشون گروهبان تمامی میدادند.
دوم محل آموزش هست که بسته به نیرویی خدمتی اعم از انتظامی، ارتش، سپاه و رسته ی مربوطه میرین پادگان آموزشی. سپاه که معمولاً جیم در رو هست و اصطلاحاً هتل، نیروی انتظامی بد نیست اما خوب چشم گوش سربازا باز میشه و انواع فسق و فجور رو یاد میگیرن و اگر راهنمایی و رانندگی باشن که اجدادشون هم بخاطر فحش ملت در امان نیست. اما ارتش مرد افکنه اون هم بخاطر توهمی که کادر ارتش دارن که خبریه ! مخصوصاً تیپ 52 هوابرد شیراز!
در بدو ورود هم یه افسر عقدهای میاد بالاسرتون اول تا میتونه فحش خواهر مادر میده بهتون تا متقاعد میشید که در این پادگان آموزشی فقط اون آدمه و بقیه حیوانند و قرار است بعد از 60 روز تربیت بشن ! سهمیه غذا نصف؛ تشویق برای یک نفر، تنبیه برای همه، وقت استحمام 4 دقیقه، حق اصلاح صورت ندارید، فقط باید بگید چشم، در شرایط سخت پست میدید در بیابان تنها با یک سر نیزه، برف تا زیر گلوی شماست و لباس گرم به قدر کافی نیست، باید نخوابید که هم یخ نزنید و هم بازداشت نشید. سایر مسائل رو هم فاکتور میگیرم
بعد از آموزش هم که تقسیم میکنند، این وسط هم رشوههایی رد و بدل میشه که شما مثلاً بجای مرز افغانستان در شهر خودتون خدمت کنید… بعد هم که میرید و خودتون رو معرفی میکنید و باز هم خودتونو شانستون گاه ممکنه مجبور باشید برید لب مرز، گاهی هم دم در خونتون خدمت کنید. بعد هم که یک کارت پایان خدمت بهتون میدن که به هیچ دردی نمیخوره!
این مقدمه رو گفتم که برسم به این موضوع: معافیت خدمت سربازی و انواع آن!
از کفالت و ایثار گری که فاکتور بگیریم چون حقشونه، اما دستهی معافیت پزشکی بازار داغی داره و انواع و اقسام باندها دست اندرکار تهیه معافیت هستن برای کسانی که نمیخوان برن سربازی و به قول معروف میخوان از راه میان بر برسن به همون کارت پایان خدمت! البته اون کسانی که واقعاً به دلیل نقایص بدنی نمیرن سربازی از این بحث جدان.
قیمت معافیت چیزی بین 500 هزار تومن تا 4 ملیون تومن داره این روزها! نمیشه هم گفت که کدوم کارش درست تره، بعضی با افسران یگان میسازن و پرونده جا به جا میکنن، بعضی هم دلال خود پزشکان کمیسیون هستن که درصدی از پول رو میرسونند به پزشک مربوطه. به هر حال سیستم از یه جایی ایراد داره که سوء استفاده کنندگان میتونن به راحتی جولان بدن. اگر به نوعی در حال تهیه معافیت سربازی هستین حتماً از نظام وظیفه استعلام کنید و بعد پول بدید چون این وسط خیلیها هم کلاهبردارن و دیگران رو تلکه میکنند. در کل خدمت جز اتلاف عمر یک فرد هیچ نقشی در زندگی اون نداره.
امروز یک افسر وظیفه رو سر راه سوار کردم و یاد گذشته افتادم و گفتم خلاصهای در این خصوص بنویسم و بعداً مفصل برخی موضوعات رو توضیح بدم.